شمارهٔ ۳۷

غزلیات

دُرد دردت تا به کی نوشیم ما
سرّ عشقت تا به کی پوشیم ما

دیگ سودای تو را تا پخته‌ایم
زآتش عشق تو در جوشیم ما

تا پیامت آورد باد صبا
بر سر ره جمله تن گوشیم ما

گرچه چون نی زخم هر دستی خوریم
در غم هجر تو خاموشیم ما

در فراقت جامل جان چاک شد
با لباس صبر می‌پوشیم ما

دوش می‌گفتی شبی بنوازمت
بر امید وعدهٔ دوشیم ما

شربت وصلم بده کز جام هجر
واله و حیران و مدهوشیم ما

بر نمی‌آییم با درد و غمت
چند با هجران تو کوشیم ما

ما ز یادت یک زمان خالی نییم
گرچه از یادت فراموشیم ما

گر همه ملک جهانم می‌دهند
یک سر موی تو نفروشیم ما

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}