شمارهٔ ۷۰

غزلیات

بگویمت سخنی ای نگار چون بالات
به راستی و درستی که نیست کس همتات

نرست سرو چو قدّ تو راست در بستان
گلی ندید کسی چون رخ جهان آرات

اگر کنی گذری در چمن گل رنگین
فتد ز دست و سهی سرو سر نهد در پات

منم به کوی فراقت نشسته با غم و درد
تویی به عالم عشق کسی دگر، هیهات

هنوز با همه جور تو در تکاپویم
که کی رسم به وصال جمال روح افزات

ز مکر دشمن بدگو مباش ایمن از آنک
چگونه ترک کند آنچه باشدش در ذات

به اعتقاد توان برد کار خویش از پیش
تو زهدِ خشک مَوَرز و بنه ز سر طامات

فرس به عرصه چنان راند و فرزبندی کرد
رخی نهاد شه عشق و شد جهان شه‌مات

برفتی و بزدی آتشی به جان جهان
دلت نکرد ترحّم نبود شرم از مات

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}