شمارهٔ ۱۰۶

غزلیات

ما را ز قد سرو تو ای دوست ثمرهاست
واندر دل ما آ که ز مهر تو شجرهاست

یک شب گذری کن به من خسته و بنگر
کآه دل ما در غم عشقت به سحرهاست

از حسرت شیرین لبت، ای کام دل من
فرهاد صفت گشته به کوه و به کمرهاست

از آه من خستهٔ درویش بیندیش
زیرا که دعا را ز سر سوز اثرهاست

از هدهد اگر حال سبا باز بپرسی
ای دل تو چه دانی که از آنجا چه خبرهاست

یارب تو بساز از کرمت کار جهان را
کاندر ره الطاف تو ای دوست کرمهاست

آخر نظر لطف به احوال جهان کن
زان رو که تو را بر دل این بنده نظرهاست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}