شمارهٔ ۱۶۶

غزلیات

شراب هجر تو بسیار خوردم
هنوز از مستیم در سر خمارست

به وصلم یک زمان بنواز یارا
که ما را با غم عشق تو کارست

مکن زین بیش بر من جور و خواری
که جان من ز هجران تو زارست

بجز نیکی نماند در جهان هیچ
تو نیکی کن که نیکی یادگارست

نظر بر حسن سیرت هست ما را
به صورتهای بی معنی چه کارست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}