شمارهٔ ۲۲۷

غزلیات

به سروی راست ماند قامت دوست
سهی سروست؟ یا نی قامت اوست؟

نه سروست و نه بالا و نه بستان
بهشتست آن و طوبی بر لب جوست

دلم بردی و رخ پیچیدی از ما
چنین کی کرد آخر دوست با دوست

خطا کردی جفا کردن به حالم
مکن جانا که بدعهدی نه نیکوست

نصیحت گوی ما گوید مدامم
بگو ترکش که یاری سخت بدخوست

چگونه ترک آن دلبند گویم
که جانست و حیات جان مرا اوست

جهان خرّم شد از باد بهاری
نمی‌گنجد ز شادی غنچه در پوست

نمی‌سوزد دلت بر حال زارم
..........................................وست

دل بیچاره در میدان عشقت
اسیر حلقهٔ زلف تو چون گوست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}