شمارهٔ ٢٩٣

قطعات

روزگاری که ز کس هیچ گزندت نرسد
و اندرو وجه معاشی بنظامت باشد

دیو را طبع تو مزدوری بیمزد کند
گر زیادت طلبی زانچه تمامت باشد

صحت و وجه معاشی و ز کس بیمی نه
اینسعادت بس اگر زانکه مدامت باشد

زهد راهی بود و شیوه رندی راهی
زین دو بنگر که بدل میل کدامت باشد

مرسان غم بدل هیچکس و شاد بزی
عقل باید که همه جای امامت باشد

آب انگور نکو خور که مباحست و حلال
آب زمزم نخوری بد که حرامت باشد

اگرت سیرت از اینسان بود ای ابن یمین
چشمه آب خضر جرعه جامت باشد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}