شمارهٔ ۲۵۹

غزلیات

جهان را باز ایام جوانیست
سر سودای عیش و کامرانیست

صبا بگذر شبی در کوی یارم
بگویش با تواَم رازی نهانیست

چو خضرم طالب سرچشمهٔ نوش
لب جان بخشت آب زندگانیست

مرا در روی تو حیران دو دیده
مرا با قامتت پیوند جانیست

رخش زیبنده‌تر از ماه و خورشید
قدش مانند سرو بوستانیست

چه گویم نازش آن سرو آزاد
که دایم شیوهٔ او دلستانیست

خبر داری نگارا در فراقت
که کار دیدهٔ ما پاسبانیست

به جان آمد دل ما از غم تو
اگرچه در غمم صد شادمانیست

اگر کامم در این عالم ندادی
مرا مقصود کام آن جهانیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}