شمارهٔ ۲۶۱

غزلیات

ترا در دل مگر مهر و وفا نیست
و یا آیین تو غیر از جفا نیست

مرا دردیست در دل از فراقت
که جز وصل دلارامش دوا نیست

مکن زین بیش دوری از بر ما
که جان از تن جدا بودن روا نیست

چرا یاد از من مسکین نیارد
چو یک دم یاد او از ما جدا نیست

شکستن عهد یار و بی وفایی
نگارینا چو می‌دانی ز ما نیست

تو سلطان جهانبانی ولیکن
به هیچت جای پروای گدا نیست

من آن بلبل شدم در گلستانت
که ذکرم غیر اوصاف شما نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}