شمارهٔ ٢٩۵

قطعات

ز راه بیخردی گفت بوالفضولی دی
مرا چو دید که جز میل انزوا نبود

چه گفت گفت که چون روزگار میگذرد
ترا که وجه معاشی ز هیچ جا نبود

جواب دادم و گفتم که این مپرس از من
ازو بپرس که او بندهٔ خدا نبود

ترا که خدمت مخلوق میکنی نان هست
مرا که خدمت خالق کنم چرا نبود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}