شمارهٔ ۲۹۶

غزلیات

مرا جز عشق تو در سر هوس نیست
مرا از دیدن روی تو بس نیست

ترا گر هست بر جایم بسی یار
به جان تو که ما را جز تو کس نیست

به فریاد دل مسکین ما رس
که جز لطف توام فریادرس نیست

به پای صبر تا کی پاس دارم
چو بر وصلت جهان را دست رس نیست

گرت بر دل گذر یابم چه نقصان
که عاری بحر عمان را ز خس نیست

هوای کوی وصلت بس بلندست
جز این بازِ دل ما را هوس نیست

به روز هجرت ای چشم جهان بین
چو جیحونِ دو چشم ما ارس نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}