شمارهٔ ۳۵۲

غزلیات

ای دل چه کنم چو یار برگشت
وز عهد خود آن نگار برگشت

در دست نماند نقش و رنگی
کاو نیز چو روزگار برگشت

غم بود مرا نصیب از آن یار
زان روی که غمگسار برگشت

بر خاک رهش نشسته بودم
چون دیده ز ره گذار برگشت

هرکس که کند به گل تعشّق
دیدی که ز نوک خار برگشت

بربسته هزار دل به فتراک
آن یار چو از شکار برگشت

آنجا که وفا و عهد باشد
دیدی که کسی ز یار برگشت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}