شمارهٔ ۳۵۸

غزلیات

دلا چه چاره که یارم ز دست خواهد رفت
قدی چو سرو و چنارم ز دست خواهد رفت

بسی به پای هوس گشتم و ندیده رخش
یقین شدم که نگارم ز دست خواهد رفت

بدون گل ز سرابوستان جان باری
بتر که بلبل زارم ز دست خواهد رفت

تو شاه بازی و صیدت به خیل می‌افتد
من ضعیف نگارم ز دست خواهد رفت

چو پای حسرتم ای دل به خاک غربت ماند
فغان که یار و دیارم ز دست خواهد رفت

اگر به کلبهٔ احزان ما دهد تشریف
یقین که جان به نثارم ز دست خواهد رفت

تو کارساز جهانی بساز کار مرا
به لطف خویش که کارم ز دست خواهد رفت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}