شمارهٔ ۳۸۵

غزلیات

چرا با ما چنینی بی عنایت
مکن جوری به جانم بی نهایت

ز حد بگذشت جانا جور بر من
جفا را نیز باشد حد و غایت

گناهی جز وفاداری ندارم
ستان از من بدین معنی جفایت

تویی شاه جهان از روی رحمت
نظر فرما خدا را بر گدایت

گرم بر جان دهی فرمان روانست
چگونه سر کشم از حکم و رایت

به جان آمد دل من از جفاها
بگو تا کی کشم جور از برایت

گرم یک شب به لطف از در درآیی
کنم جان و جهان ایثار پایت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}