شمارهٔ ۳۹۵

غزلیات

دلارام مرا یارب بقا باد
همه میل دلش سوی وفا باد

به الهامش وفا در خاطر انداز
ز یاد او هرچه بگذارد جفا باد

اگرچه کس نخواهد روزی تنگ
دهان تنگ او روزی ما باد

ز روی خوب یارم چشم دشمن
چو خوبی از وفا دایم جدا باد

اگرچه بیش از این معنی روا نیست
ز لعلش کام جان ما روا باد

مرا آن دوست دشمن کام کرده‌ست
ز روی دوستدارانش حیا باد

به سوی آن گل بستان خوبی
کسی کاو ره برد باد صبا باد

به خاک کوی او تا آب و آتش
بود منزلگه شاه و گدا باد

اگرچه از جهان دارد فراغت
همیشه بر جهان او پادشا باد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}