شمارهٔ ۴۱۲

غزلیات

جهان را با غم رویت خَوش افتاد
ز رخسارت دلم در آتش افتاد

چرا آن قامت زیبایش از ما
بنامیزد چو سروی سرکش افتاد

نظر در بوستان بر سرو کردم
مرا با سرو قدّش بس خوش افتاد

دل مسکین ما را در فراقت
ز خوان وصل تو غم بخشش افتاد

بر آن روی نگارین نقطهٔ خال
ز عنبر بر رخش بس دلکش افتاد

چو بخرامد قدش بر طرف بستان
ببین سرو از قد از رفتارش افتاد

خوش افتاده‌ست عشقش بر جهانی
فراق روی خوبش ناخوش افتاد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}