شمارهٔ ۴۳۵

غزلیات

سر سرگشته سودای تو دارد
هوای قد و بالای تو دارد

سری دارد به عالم پر ز سودا
که این سر نیز در پای تو دارد

اگر رای تو بر خون دل ماست
دل بیچاره‌ام رای تو دارد

تو نور دیدهٔ مایی نگارا
دلم آخر که بر جای تو دارد

سهی سروا تو دانی دیدهٔ ما
نظر بر قد رعنای تو دارد

ندارد گل به بستان رنگ و بویی
حیا از روی زیبای تو دارد

سخن کوته کنم فی الجمله امروز
جهانی باز یغمای تو دارد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}