شمارهٔ ۵۰۲

غزلیات

او کی از روی عنایت به جهان پردازد
یا شبی وصل رخش کار غریبی سازد

در گمانم ز کماندار دو ابروش که او
چون کمانم بکشد باز و چو تیر اندازد

به زکات رخ زیباش و جوانی آخر
چه شود گر دمکی با غم ما پردازد

تا کی از ناوک دلدوز جهان آشوبش
دل مسکین مرا بوته هجران سازد

سرو با قامت زیبا به گهِ جلوه‌گری
راستی بر قد و بالا و میانت نازد

شهسوار غم عشق رخت ای جان و جهان
تا به کی اسب جفا بر من مسکین تازد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}