شمارهٔ ۵۰۴

غزلیات

خوشا مُشکی که از زلف تو ریزد
خوشا بادا که از کوی تو خیزد

رخت را در چمن گر گل ببیند
ز شرم روی تو در دم بریزد

ز چشم شوخت آهوی تتاری
خورد زنهار و از پیشت گریزد

دلم در کوی تو جان کرده ضایع
به سر، خاک رهت تا چند بیزد

ز وصلم شربتی سازنده ندهد
به هجران همچنین با من ستیزد

سخن گویم ز من گر راست پرسی
چو قدّت سرو در بستان نخیزد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}