شمارهٔ ۵۱۸

غزلیات

فکرم به منتهای جمالت نمی‌رسد
دست امید من به وصالت نمی‌رسد

همچون سکندر ار به جهان در طلب دَوَم
جز حسرتم ز آب زلالت نمی‌رسد

جان می‌دهم به بوی وصال تو و هنوز
اندیشه‌ام به خیل خیالت نمی‌رسد

فریاد بی دلان ز غمت بر فلک رسید
بر خاطر شریف ملالت نمی‌رسد

قدّت نهال روضه خلدست و مشکل آن
دست ضعیف دل به نهالت نمی‌رسد

مرغ دلم هوای سر کوی او گرفت
بیچاره گشت و در پر و بالت نمی‌رسد

اخلاص ما به روی و ریا نیست با رخت
زان روی چشم در خط و خالت نمی رسد

هرچند ماه نو که به عیدند شاد از او
لیکن به ابروی چو هلالت نمی‌رسد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}