شمارهٔ ۵۲۴

غزلیات

بتی که خاطر او لازم جفا باشد
چه لازمست که با او مرا وفا باشد

چرا تو جرم کنی و خطا نهی بر ما
مکن خطا که بد از نیکوان خطا باشد

تو پادشاه جهانی و من گدای درت
صلاح کار گدایان ز پادشا باشد

هرآنکه همچو من از عافیت نپرهیزد
چه جای اینکه از اینش بتر جزا باشد

کسی که نشنود از دوستان مخلص پند
بخرّمی دل دشمنان سزا باشد

مرا مگوی نگارا که عهد بشکستی
طریق عهد شکستن نه زان ما باشد

من آن نیَم که به جور از تو روی برتابم
که نقض عهد هم از عادت شما باشد

چه دشمنی که نکردی به دوستی با من
ز دوستان صفت دشمنان روا باشد

اگر تو طعنه زنی بر جهان که بد مهرست
امید مهر و وفا در جهان که را باشد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}