غزل 530 | دل عاشق ز غم پُر درد باشد
دل عاشق ز غم پُر درد باشد
رخش از درد دوری زرد باشد
به شبهای فراق روی دلبر
ز خورد و خواب دایم فرد باشد
نه در خورد منست این آرزو لیک
شب وصلت مرا درخَورد باشد
منم خاک سر کویت مبادا
ز ما بر خاطر تو گرد باشد
کسی آگه شود بر دردم ای جان
به عشق او که صاحب درد باشد
تو میدانی مرا در هجر رویت
دلی بس گرم و آهی سرد باشد
کسی کاو را بود صبر از نگاری
به عشق او که صاحب درد باشد
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}