شمارهٔ ۵۳۰

غزلیات

دل عاشق ز غم پُر درد باشد
رخش از درد دوری زرد باشد

به شبهای فراق روی دلبر
ز خورد و خواب دایم فرد باشد

نه در خورد منست این آرزو لیک
شب وصلت مرا درخَورد باشد

منم خاک سر کویت مبادا
ز ما بر خاطر تو گرد باشد

کسی آگه شود بر دردم ای جان
به عشق او که صاحب درد باشد

تو می‌دانی مرا در هجر رویت
دلی بس گرم و آهی سرد باشد

کسی کاو را بود صبر از نگاری
به عشق او که صاحب درد باشد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}