شمارهٔ ۵۵۴

غزلیات

هرکه را دل متمایل به جمالی باشد
در دو چشمش ز رخ یار خیالی باشد

دل بیچاره‌ام از دست خیالت خون شد
خرّم آن دم که مرا با تو وصالی باشد

نکنی یاد من خسته مبادا صنما
بر دلت از من بیچاره ملالی باشد

چون قد و قامت تو سرو نروید به چمن
چون لب لعل تو گر آب زلالی باشد

گل چو رنگ رخ تو نیست به بستان جهان
یا به بالای بلند تو نهالی باشد

گفتم ای دل مرو اندر پی دلبر زنهار
که فراق رخ آن دوست وبالی باشد

ای دل خسته فراقش به کمالست مگر
شب هجران تو را نیز زوالی باشد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}