شمارهٔ ٣٢۶

قطعات

که داند که در وحدت و انزوا
چه آسایش جان بمن میرسد

گشاد است بر من ریاضی کز آن
خرد را نسیم سمن میرسد

دمادم لطیفی دگر نزد من
ز آزادگان ز من میرسد

رسد هر زمانم بدل دلبری
چو سروی که سوی چمن میرسد

بر او زیور عقده ای گران
ز عمان و ملک یمن میرسد

بقیمت بر اهل دانش چنان
که نقد روانش ثمن میرسد

معاشی بمن ز آسیای زبر
بلا زحمت کیل و من میرسد

نه من بر کسی منتی مینهم
نه بر من مشقت بمن میرسد

شد ابن یمین فارغ از خلق از آن
که رزقش چو سلوی و من میرسد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}