شمارهٔ ۵۸۳

غزلیات

تا که شمع جمال او برشد
حال پروانه نوع دیگر شد

پرتوی نور او بتافت ولیک
جان شیرین او در آن سر شد

تا نشستم به مکتب غم تو
درس عشقت تمامم از بر شد

زان تبسم که می‌کنی جانا
پیش لعلت شکر مکدّر شد

نافهٔ زلف تو گشود صبا
که جهانی از آن معطر شد

دلبر از در درآمدم شب دوش
بنشست و به یاد همسر شد

طاقت و صبر و هوشم و دل و دین
در سر کار دوست یکسر شد

دل ز من گم شده‌ست چندین سال
هم به بوی دو زلف رهبر شد

زآب چشمم حذر تو را اولیست
که جهان ز آب چشم ما تر شد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}