شمارهٔ ٣٢٩

قطعات

کی تواند بود بی وجه معاش
هر که اندر عالم هستی بود

لیکن از ساقی می افزون خواستن
نزد هشیاران ز بد مستی بود

با کفاف روزگار ایدل بساز
کز خوشی گر بگذری کستی بود

کفه میزان تهی باشد بلند
وانکه پر بارست در پستی بود

نی شکر دارد از آن در بند ماند
سرو آزاد از تهی دستی بود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}