شمارهٔ ۶۰۵

غزلیات

طالبان سر کویت رخ جانان طلبند
رخ جانان نه مرادست مگر جان طلبند

این دلیلیست که در صورت خوبان همه خلق
گشته حیران جمالند و همه آن طلبند

چون تویی مایه درمان دل عشاقان
دردمندان تو از لطف تو درمان طلبند

چون من آشفتهٔ آن روی چو ماهت شده‌ام
در سر کوی تو از ما سر و سامان طلبند

بر سر کوی تو چون هست سگان را باری
عاشقان تو چرا بار ز دربان طلبند

چون تویی سایهٔ خالق به سر خلق جهان
سایه مرحمت شاه جهانبان طلبند

غرق طوفان بلا گشته دل و جان و چو نوح
دست امّید برآورده و درمان طلبند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}