شمارهٔ ۶۰۶

غزلیات

دردمندان تو از وصل تو درمان طلبند
یک نظر دیدن روی تو چو ایمان طلبند

همچو پروانهٔ سرگشته دلِ خلق جهان
بر فروغ رخ تو راه شبستان طلبند

بلبلان را همه فریاد و فغان دانی چیست
عاشقانند و به بستان گل بستان طلبند

در فراق رخ تو ناله برآورد هزار
وین زمان باج خود از باده پرستان طلبند

غمزه شوخ و لب لعل تو با همدیگر
زاری و سوز سحرگاه ز دستان طلبند

به شب دولت وصل تو ندارم دستی
تیغ هجران تو را رستم دستان طلبند

چشم تو خون جهان ریخت ازو نیست عجب
راستی و خرد و عقل ز مستان طلبند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}