شمارهٔ ۶۲۷

غزلیات

دل ستد از دستم و در پا فکند
آتش عشقش به دل ما فکند

بانگ ز عشّاق برآمد تمام
زلف ز رخسار چو بالا فکند

زلف پریشان تو باز آن دلم
بردش و در بوته سودا فکند

پرده برانداخت ز روی آفتاب
تابش اندر دل خارا فکند

از نظرم دور نشد یک زمان
تا نظری بر من شیدا فکند

عشق تو بربود ز ما صبر و هوش
در دو جهان حسن تو غوغا فکند

دام سر زلف تو بس صید کرد
مرغ دل ما نه به تنها فکند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}