شمارهٔ ۶۷۷

غزلیات

سرو سیمینم به تنها می‌رود
چون به تنها سوی صحرا می‌رود

سرو نازا بر دو چشم ما نشین
نیست پنهان زآنکه هرجا می‌رود

دل ببرد و قصد جانم می‌کند
این چه بیدادست بر ما می‌رود

قامت او شد بلای جان ما
این سخن دانی ز بالا می‌رود

گل عزیزش دار امروز ای پسر
زآنکه مهمانست و هرجا می‌رود

چون برم نام دو زلفش در جهان
این بت مه‌رو به سودا می‌رود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}