شمارهٔ ۶۸۴

غزلیات

به ذات پاک خداوند و عزّت معبود
که نیستم به جهان غیر وصل او مقصود

گرم به تیغ زنی ور دلم بیازاری
ز جان و دل سر طاعت نهاده‌ام به سجود

تویی که از من و حال منت فراغت هست
منم که با همه جوری ز تو شدم خشنود

زلال وصل تو گفتم نشاند آتش دل
ولی نشاند بر آتش مرا به عادت عود

دلم بر آتش مهر رخ تو خود را سوخت
چنان که تا به فلک از زمین برآمد دود

کسی که وصل تواش دست می‌دهد او راست
میان زمرهٔ عشّاق طالع مسعود

به عشق روی تو جان دادنم روا باشد
که هست عاقبت کار عاشقان محمود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}