شمارهٔ ۶۸۷

غزلیات

نسیم صبح مگر از دیار ما آید
که بوی نکهت زلف نگار ما آید

خبر ز دوست چه داری بگو نسیم صبا
مگر قرار دل بی قرار ما آید

به زیر خاک بساطش چو خاک پست شدم
که خاک مقدم او افتخار ما آید

عجب ز بخت من و طالع ضعیف منست
اگر به روز غمت بخت یار ما آید

کناره کرد ز ما بخت مدّتی چه شود
اگر ز روی صفا در کنار ما آید

گر آید او سوی دلخستگان خود روزی
فتوح روز و شب روزگار ما آید

ز کار شد دل و دستم نگار من نگرفت
کدام روز نگارم به کار ما آید

میان معرکه او کسی نیارد شد
دمی که آن بت چابک سوار ما آید

میان حلقه عشّاق رفتم و گفتم
جهان چرا چه سبب در شمار ما آید

ز جور خار میازار دل که هم روزی
ز خار گل دمد و نوبهار ما آید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}