شمارهٔ ۷۰۷

غزلیات

عاقبت کار فروبسته خدا بگشاید
در فتحی به من از روی صفا بگشاید

بیش از این غم مخور ای دل که ز لطفش روزی
گره از کار فروبسته ما بگشاید

التجا بر در مخلوق نشاید بردن
که در دولت و اقبال خدا بگشاید

دردم از حد شد و جز لطف خدا نیست دوا
بو که آن درد هم از پیش دوا بگشاید

تو گشا بار خدایا در فتحی بر من
که اگر تو نگشایی ز کجا بگشاید

در شب محنت هجران و پریشانی حال
صبر باید دل بیچاره که تا بگشاید

ای جهان پای به بند ستمت چرخ ببست
هم دعا کن که به تأثیر دعا بگشاید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}