شمارهٔ ۷۲۷

غزلیات

ای بر دلم از فراق صد بار
ناگشته به وصل شاد یک بار

در بارگه وصال خویشم
از لطف نمی‌دهد دمی بار

بار غم تو مرا نه بس بود
کز هجر نهاده‌ای به سر بار

شب تیره و بار شیشه خر لنگ
ترسم نرود به منزل این بار

بلبل ز هوای بوستان سوخت
و این خار نمی‌دهد گلی بار

باران سعادت الهی
از ابر عطات بر جهان بار

امید به کس ندارم الّا
بر رحمت و لطف ایزد بار

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}