شمارهٔ ۷۹۰

غزلیات

به دست دل نیفتاده چو تو حوری‌وشی هرگز
سهی سرو دلارامی نگاری سرکشی هرگز

ز لعل آن لب شیرین به رخسار چو خورشیدت
نیفتاده‌ست در جانم بدینسان آتشی هرگز

فروناید دلم باری به صورتهای بی معنی
به صورت کی بود چون تو به معنی مهوشی هرگز

به مخموری آن چشمت نباشد در جهان نرگس
که دیده مست و مخموری چو چشمت سرخوشی هرگز

اگرچه دُردِ درد تو بسی نوشیده‌ام لیکن
ندیدم در شراب آن دو لعل لب غشی هرگز

اگرچه جز جفا از دل نیاید بر من مسکین
ز سر بیرون نکردم من هوای دلکشی هرگز

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}