شمارهٔ ۸۰۰

غزلیات

بیا که در دو جهان غیر تو ندارم کس
دل حزین مرا بی تو از دو عالم بس

ز حد گذشت فراق رخ تو ای دیده
به جان رسید دل من به غور حالم رس

اگر گذر کنم اندر دلت چه خواهد بود
چرا که بحر جهان را نبود عار از خس

صبا به یار بگویی که مرغ خاطر من
درون سینه نمی‌شیند و شکست قفس

جواب گفت هوس می‌بر و هوا می‌کن
که شاهباز جهان را چه غم بود ز مگس

نرفت نام من خسته بر زبانت دمی
برفت در غم عشقم ز دیده رود ارس

من آن وفا که نمودم نکرد کس به جهان
بدین صفت تو کنی جور کس نکرد به کس

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}