ابن یمین
شمارهٔ ٣۵٠
قطعات
مرد دنیا طلب از غایت نادانی خویش
ببرد با خود از اینجا چو رود سوزی چند
من از آن رندم و قلاش که ناخوش بروم
از مقامی که در او دم زده ام روزی چند
هر که میراث مرا بیند ازین پس گوید
داد بر وارث خود ابن یمین گوزی چند
ابن یمین
قطعات
مرد دنیا طلب از غایت نادانی خویش
ببرد با خود از اینجا چو رود سوزی چند
من از آن رندم و قلاش که ناخوش بروم
از مقامی که در او دم زده ام روزی چند
هر که میراث مرا بیند ازین پس گوید
داد بر وارث خود ابن یمین گوزی چند
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}