شمارهٔ ۸۵۴

غزلیات

قدّش صنوبریست روان در میان باغ
دارد بر آستین ز گل و نسترن فراغ

از پیش ما جدا مشو ای جان که در تنم
جان جهانیان تویی ای چشم و ای چراغ

از دست باد صبح نسیمی به ما فرست
از زلف عنبرین که بیاسایدم دماغ

یک شب به وصل خویش نوازم که سالها
تا بر دلم نهاده‌ای از هجر خویش داغ

همچون قدت نخاست سهی سرو در چمن
نشکفت چون رخ تو گلی در میان باغ

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}