شمارهٔ ۸۵۸

غزلیات

ای که هستم من مهجور ز جانت مشتاق
من نه تنها، که شده جمله جهانت مشتاق

سرو با این همه سرسبزی و رعنایی او
به قد و قامت چون سرو روانت مشتاق

نه که مشتاق منم بر قد چون نارونت
گشت از جان و روان سرو روانت مشتاق

تشنه بر آب روان بین تو که چون مشتاقست
دل غمدیدهٔ ما هست چنانت مشتاق

تنِ چون مورد ضعیفم که چو مو شد ز غمت
همچو مویت شده بر موی میانت مشتاق

چون سکندر دل شوریدهٔ سرگردانم
گشته بر چشمهٔ حیوان دهانت مشتاق

گل خوش بوی که مشهور به رنگست و به بوی
شده بر روی دلارا چو روانت مشتاق

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}