شمارهٔ ۸۶۹

غزلیات

ای شرمسار روی تو خورشید بر فلک
وای خیره در فروغ جمال تو مردمک

در آسمان حسن برافکن نقاب را
تا در کمال حسن تو حیران شود فلک

ای باد اگر به سوی نگارم گذر کنی
از روی لطف عرضه کن احوال یَک به یَک

کاین دل ز سینه برکشم و دیده برکنم
گر بی خیال و یاد تو باشند یک دمک

مهر و محبّت تو دبیران هفت چرخ
از لوح خاطرم نتوانند کرد حک

بس تیر چرخ بر جگر ریش خورده‌ام
آخر تو نیز بر سر ریشم مزن نمک

ای دل ز حادثات جهان تنگ دل مباش
دایم به یک نَسَق نبوَد گردش فلک

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}