شمارهٔ ۸۷۸

غزلیات

جهان خرّم و ما چنین تنگدل
ز جور بتی مهوش سنگدل

اگر هست چشم خوش او خمار
مرا او گرفته‌ست در چنگ دل

مرا میل بر صلح و در وصل دوست
ورا صلح بر هجر و بر جنگ دل

چو مطرب زند راه وصلش ز جان
به صوتم دو گوش و به آهنگ دل

کسی را که بهرام باشد نوند
چگونه دهد او بجز جنگ دل

اگر بخت یاری دهد دلبرا
بشویم به فضل تو از زنگ دل

جهان در سر کار او شد خراب
از آنم چنین خسته و تنگدل

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}