شمارهٔ ۸۷۹

غزلیات

مراست از دو جهان مهر دوست حاصل دل
جزین چه هست مرا در جهان مداخل دل

بیا که گر همه عالم شوند دشمن جان
به دوستی که نشستی تو در مقابل دل

خیال بود مرا کز تو برخورم شبها
زنیم خنده گهی بر خیال باطل دل

ز دست دل بجز از خون نمی‌خورم چه کنم
ز عشق دوست جزین نیست حاصل دل

چرا که راه وصال تو نیست آسانش
به لطف خویش نظر کن به کار مشکل دل

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}