شمارهٔ ۹۰۷

غزلیات

قرار برد ز دل زلف بی‌قرار توام
نظر به حال جهان کن که بی‌قرار توام

ز تشنگی به لب آمد عزیز جان چه کنم
که در فراق لب لعل آبدار توام

اگر چو سرو روان سر کشی ز ما چه عجب
از آن که در ره عشق تو خاکسار توام

ز جور دشمنم ای دوست جان رسید به لب
به غور من برس ای جان چو دوستدار توام

هزار بنده بوَد بهتر از منت لیکن
تویی چو گل به گلستان و من هزار توام

شبی به روی تو تشبیه کرده‌ام مه را
خجالتیم از آن هست و شرمسار توام

ز بادهٔ لب لعل تو بوده‌ام سرمست
گذشت عمر و هنوز آنکه در خمار توام

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}