شمارهٔ ۹۳۴

غزلیات

بتا تا مهر تو در بر گرفتم
دل از مهر جهانی برگرفتم

مرا هجران تو از پا درآورد
ولی عشق رخت از سر گرفتم

نپنداری نگارا حاش لله
که بر جایت کسی دیگر گرفتم

به بوی زلف مشکین تو مستم
به یاد لعل تو ساغر گرفتم

شدم گمراه در ظلمات هجران
به بوی زلف تو رهبر گرفتم

ز دیده گوهر هجران فشاندم
رخ دل را ز غم در زر گرفتم

چو گردم گرچه از دامن فشاندی
دگر ره دامن دلبر گرفتم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}