شمارهٔ ۹۶۳

غزلیات

نگاری چابک و دلبند دارم
دل و جان در غمش در بند دارم

به امّید وصال آن گل اندام
دل بیچاره را خرسند دارم

دو دیده بر سر راه وصالت
بگو ای نور دیده چند دارم

ز رخسار و لب عاشق فریبت
به درد دل دوا گل قند دارم

به رخسار چو آتش چشم بد را
دل و جان و جهان اسفند دارم

به مرغ دل بگفتم رو هوا گیر
بگفت از زلف او پابند دارم

دلم پرخون هجرانست باری
جفا بر جان از آن دلبند دارم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}