شمارهٔ ۹۷۴

غزلیات

به عالم غیر تو دلبر ندارم
بجز لطفت کسی دیگر ندارم

گرم چرخ فلک همدست باشد
من از خاک درت سر برندارم

بجز بوی سر زلفت نگارا
در این شبهای غم رهبر ندارم

اگر عالم همه خورشید رویند
بجز مهر رخت درخَور ندارم

مرا تا بوی زلفت در دماغست
چنان میلی سوی عنبر ندارم

گرم رانی ورم بنوازی ای دوست
من از مهر رخت دل برندارم

به درگاه تو غیر جان سپاری
به جان تو که من در سر ندارم

شبی گر بازم آیی از در ای جان
ز بخت خویشتن باور ندارم

بجز ورد دعایش من شب و روز
جهانا آیتی از بر ندارم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}