شمارهٔ ۱۰۲۱

غزلیات

چو بلبل در هوای گلستانم
که باشم دایماً با دوستانم

اگر، نه عشق گل باشد زمانی
نبیند هیچکس در بوستانم

به عشق آن گل سیراب بینی
که با دستان چنین هم داستانم

دلم جز روی گل‌رویی نخواهد
قسم باشد به روح راستانم

به سرو قامتش گفتم وفا کن
جوابم داد و گفت از راستانم

به دستانم نمی‌آید به دست او
جهانگیرست حالی داستانم

نگارینا ز روی لطف باری
ز دست غم زمانی واستانم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}