شمارهٔ ۱۰۲۳

غزلیات

من ز هجران تو سرگشته و سرگردانم
به چه رو من ز سر کوی تو سر گردانم

به سر کوی وفای تو بتا در طلبت
همچو گویی من غمدیده به سر گردانم

آسیاب نظرم تا به کی ای جان ز فراق
شب همه شب به غم از خون جگر گردانم

گر یکی تیر مژه سوی جهان اندازی
جان ز شوق دو کمان تو سپر گردانم

کمیا خاصیتی من شده‌ام خاک درت
از سر لطف تو ملحوظ نظر گردانم

چون شدم خاک درت ای دل و دین از دل و جان
نظری بر من خاکی کن و زر گردانم

آخر انصاف بده سیمبرا گرد جهان
خویشتن در طلبت چند به سر گردانم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}