شمارهٔ ۱۰۶۴

غزلیات

نه بخت آنکه شبی با تو روبرو بنشینم
نه دل دهد که به جای تو دیگری بگزینم

ز حال زار من ای هر دو دیده‌ام خبرت نیست
که نیست در غم تو غیر آه و ناله قرینم

برفتی از برم ای ماه سرو قد گل اندام
بگو که باز کی آن روی دلستان تو بینم

بر آسمان شدم افغان ز روز هجر و جدایی
فراغتیست به وصلت مرا ز ملک زمینم

تراست شادی ایام وصل دلداران
ترّحمی بکن آخر که در فراق حزینم

تراست از من مسکین فراغتی چه توان کرد
من بلاکش بیچاره در فراق چنینم

به غیر تلخی هجران ندیده‌ام به جهان هیچ
اگر سؤال کنندم به روز بازپسینم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}