شمارهٔ ۱۰۸۵

غزلیات

در درد بمردیم و به درمان نرسیدیم
از سر بگذشتیم و به سامان نرسیدیم

جان کرده فداییم به راه غم عشقش
دل برد به دستان و به جانان نرسیدیم

در ظلمت هجران به لب آمد دل تنگم
فریاد که در شمع شبستان نرسیدیم

دیدیم جهان را و بگشتیم سراپای
در سایه‌ات ای سرو خرامان نرسیدیم

گل رفت دریغا که نکردیم گل افشان
در وقت گل سرخ به بستان نرسیدیم

از گلشن وصل رخت ای دیده نصیبم
خارست از آن رو به گلستان نرسیدیم

خارست به جای گل و زاغست قرینش
بلبل ز چمن رفت و به دستان نرسیدیم

فریاد رسم پیشتر از آنکه دریغا
گویی که به فریاد ضعیفان نرسیدیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}