شمارهٔ ۱۱۱۲

غزلیات

نگارا از تو دور آخر چراییم
تو را ماییم و ما آخر که راییم

سعادت گر دهد یاری به وصلت
همان به کز در عشرت درآییم

بگو ای نور چشمم تا که رایی
ز روی بندگی چون ما توراییم

نظر فرما ز روی لطف بر ما
چو در کوی وصال تو گداییم

به خاک آستانت تشنه جانیم
به جست و جوی تو سرگشته ماییم

ز روی لطف کن در ما نگاهی
اگرچه چاکری را می‌نشاییم

چرا بیگانگی ورزی نگارا
چو از جان در جهانت آشناییم

چو دوران را بنایی نیست محکم
بیا تا یک زمانک خوش برآییم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}